چرا باید به بازاریابی محتوا توجه کرد؟

  12 تیر 1394

در سری نوشته های پیش رو به بررسی صنعت محتوا میپردازیم و نگاهی به شرکتهای بزرگی می‌اندازیم که از سالها قبل به اهمیت داشتن راهبرد محتوا پی برده‌اند. محتوا شما را تعریف میکند، هدفتان را بیان میکند و سعی دارد پلی باشد بین نیاز به دیده شدن و نیاز به تهیه شدن. پلی بین عرضه و تقاضا . محتوا ممکن است یک ایمیل تبلیغاتی آزاردهنده باشد، یک بروشور یا کاتالوگ یا کارت ویزیتی باشد که اغلب دور انداخته میشود، محتوا آنچیزیست که در هر ارتباط مبادله میشود. در واقع زمانی که میگوییم باید راهبردی برای محتوا داشت منظور انجام همان کارهای قبلی نیست بلکه به هدفی بلندمدت می‌اندیشیم که چندان اثر فوری در وضعیت سازمان ما شاید نداشته باشد. و یا اثر آن را سخت تر بتوان اندازه گرفت اما تجربه شرکتهای مختلف نشان داده که این کار اثر گذار بوده است.

در گذشته این تماسِ سرد بود که برای گرفتن ارتباط و تماس با مشتری انجام گرفته و کارآیی داشت. اما به مرور و با گسترش فعالیت برندهای مختلف این راهکار دیگر برای خیلی از کسب و کارها چندان پاسخگو نیست. دیگر نصب پوستر و بیلبورد و تبلیغات رسانه ای آنچنان اثری در موفقیت ما برای داشتن بازاری بهتر ندارند و صرفاً عاملی جهت حفظ سهم فعلی هستند. عاملی که اگر شرکت رقیب انجام داد شما هم ملزم به انجام آن هستید وگرنه ممکن است فروش شما کم شود.

با توجه به این مطالب چه دلایلی ما را ملزم به داشتن راهبردی برای محتوا می‏کند؟

۱- امکان بدست آوردن مخاطب بیشتر

راهبرد محتوا میتواند مخاطب بیشتر برای شما به همراه بیاورد اما مخاطب بیشتر لزوماً به معنای فروش بیشتر نیست. افرادی که سایت یا بلاگ شما سر میزنند لزوماً برای خرید سرویس یا محصول مراجعه نمیکنند، بسیاری اوقات برای مقایسه شما با رقیبان می آیند، گاهی تصادفی یک لینک آنها را به صفحه مورد نظر هدایت میکند و بسیاری دلایل دیگر مثل تحقیقات و …  اما سود مخاطبان این هست که حداقل شما همچنان در بازار رقابت حاضر هستید و رقابت میکنید به معنای دیگر بودن در میان گود رقابت از نبود آن بهتر است مثل همان کاری که بیلبورد برای شما میکند.

۲- گرفتن بازخورد از مشتریان

بسیاری از اوقات که ما مشغول تهیه فیلم، صوت یا نوشته ای برای مشتریان خود هستیم درواقع امکان یک همکاری دوطرفه را فراهم می آوریم . یعنی ما به ارتباطات بلند مدت بیشتر توجه میکنیم تا فروش و سود لحظه ای. مشتریان ما مهمترین دارایی ما هستند نه زمین و تجهیزات و یا ارتباطات خاص. بعد از یک دوره زمانیکه صرف تهیه محتویات مختلف برای برند خود کردیم میتوانیم دریابیم که کدام مطلب بیشتر اثرگذار بوده کدام کمتر با اقبال مواجه شده . همین کار به ما کمک میکند تا روندهای موجود در سازمان خود را بهبود ببخشیم . اگر تولید کننده محصولات خاصی هستیم به راحتی میتوانیم سیگنالهای بازار را نسبت به محصولات خود دریافت کنیم و در صدد ارتقای سازمان خود برآییم. اگر خدمات آنلاین ارائه میکنیم دریابیم بیشترین مراجعه برای چه نوع خاصی از محتوا بوده است و کمبودهای سازمان خود و نیازهای مشتری را همزمان برطرف کنیم.

۳- توسعه سرنخ‌های تجاری

شناخت مخاطب اغلب آسان نیست اما پس از اینکه دریافتیم که مخاطبین محتوای ما دارای چه خصوصیات،سلیقه‌ها و گروه سنی‌‌‌‌‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ هستند و یا چه گروهی هستند که پس از یک بازه زمانی دوباره به ما مراجعه میکنند میتوان برنامه ریزی دقیقتری کرد که محتوای تولید شده نیاز آن قشر و گروه خاص را تامین کند هر چقدر کیفیت محتوای تولید شده بالا برود شما رضایت گروه بیشترو به همان‌ نسبت اثرگذاری بیشتری داشته اید و یا محصول نهایی خود را طوری تغییر داده باشید که با سودی که برای مخاطب خود فراهم آورده اید بدون تبلیغ کالا یا خدمات او را به برند خود علاقه مند می‌کنید.

۴- سبقت از رقیبان

داشتن راهبرد محتوا در صورتی که شما محتوای خود را درست انتخاب کرده باشید و به درستی آن را عملیاتی کنید نقش مهمی در فاصله گرفتن شما از رقیبانتان دارد به گونه‌ای که شما برند خود را طوری معرفی میکنید که موجب جلب اعتماد مشتری می‌گردد و بجای خالی کردن جیب او حتی ارزش افزوده ای نیز برای او به همراه می‌آورید شاید بد نباشد که تبلیغات سنتی را مثل فست فودی دانست که شاید ارزش غذایی چندانی نداشته باشد اما به سرعت حاضر میگردد در مقابل راهبردهای طولانی مدت تهیه و تولید محتوا همواره زمان بر ولی در نهایت سودمند و ارزنده هستند.

 

در ادامه به بررسی وضعیت فعلی صنعت محتوا می‌پردازیم.

0


نظر دهید