چگونه نرم افزار مدیریت محتوا را کارآمد کنیم؟ -بخش اول

  03 اردیبهشت 1394

 

برای بسیاری از کسب و کارها داشتن سایتی زیبا که محتوای آن با کارکرد سازمان همخوانی دارد،به طور مرتب به روز شده و سرعت بارگذاری مناسب باشد امری ضروریست.

سعی داریم در مجموعه ای از مقالات تفاوتهای آنچه به عنوان مدیر یک مجموعه در ابتدا از طراحی یک سایت در نظر داریم و آنچه به عنوان محصول نهایی از مجری پروژه دریافت میکنیم را بررسی نماییم تا نقاط قوت و ضعف را دریافته و یا حداقل از بخشی از اشتباهات که همواره در این راه وجود دارند دوری نماییم.

 

در ابتدا همه چیز خوب به نظر میرسد،هدف ما طراحی سایتی پرمخاطب با مطالب جالب و شگفت انگیز بوده تا در کنارش بتوانیم آگهی دهیم و شاید در آینده به کسب درآمد نیز فکر کنیم. در ابتدای کار تیزرهای تبلیغاتی مناسب طراحی شده اند بدون اینکه تداخلی با هم داشته باشند و یا زننده باشند، عکسها را هم در قطع مناسب برای صفحات با سایزهای مختلف طراحی کرده ایم.محتویات خوب باهم جفت و جور اند و همخوانی دارند. استراتژی محتوای سایت به سرمنزل مقصود رسیده و ما هم از این بابت خوشحال هستیم.اما گذر زمان کافیست تا از نظم موجود اثری باقی نمانده و همه چیز در هم ریخته شود و ما با تعجب احساس میکنیم که آیا مجری طرح کم کاری کرده و ما نیاز به هزینه مجدد و نفرات جدید برای آموزش و نگهداری آنچه بوده داریم؟ چه اتفاقی می افتد؟ آیا واقعا مجری طرح ما را فریب داده یا نیروی داخلی شرکت کم کاری میکند؟ تیزرها دیگر خوب نیستند، عکسها در قطع مناسب چیده نمیشوند، اسلایدر مناسبتی با رویدادها و اخبار سازمان ندارد و مشکلاتی که پایانی برای آنها نیست.تعجب میکنیم که محتوای خوبی تهیه شده، نرم افزار مدیریت محتوا را  با دقت و وسواس زیادی سفارش داده ایم حتی مستندات آموزشی دقیقی هم تهیه شده بود.بعد از مدتی که حسابی کلافه شدیم گوشی تلفن را برداشته و به مجری سایت زنگ میزنیم و با عصبانیت و نارضایتی مکالمه ای که تقریبا قابل پیش بینیست را انجام میدهیم. مجری طرح (که فرض میکنیم بر کار خود مسلط هست) احساس میکند که خدمت خوبی عرضه کرده و تا به حال برای چندین شرکت معتبر خدمات مشابهی ارائه داده است . حال ببینیم که او بعد از مکالمه به چه می اندیشد؟ احتمالا به یک یا دو کارمندی فکر میکند که احتمالا دستورالعمل استفاده از سایت را چاپ و به گوشه ای از مانیتورشان وصل کرده اند. توی آن مستند نوشته ایم عکسها باید در چه قطعی باشند که خوب دیده بشوند، تیزرها را جایابی کرده ایم گفته بودیم نباید بیش از حد چشمک بزنند، محدودیت حجم عکس را مشخص کرده ایم و یا اینکه رنگهای تند نداشته باشند و آزار دهنده نباشند تمام نکات ریز و درشت ذکر شده بود اما حالا کارفرما برای همین موارد اعتبار ما را زیر سوال برده! کاری که قرار بوده تبلیغ باشد به ضد خود بدل شده! پس ایراد کجاست؟

همواره فاصله زیادی بین آنچه از دور میبینیم و دنیای واقعی وجود دارد، و البته واضح است که هیچکدام از طرفین مقصر تمام ماجرا نیستند،دلیل خیلی از مشکلات فاکتور انسانیست که بسیاری اوقات به چشم نمی آیند در این مورد در آینده مفصل بحث میکنیم، شاید مجری طرح چندان توجهی به خواسته های کارفرما نکرده یا وعده های ناممکن بدون در نظرگرفتن عواقب آن به مشتری داده باشد کاری که اغلب به اعتبار چندین ساله یک مجموعه آسیبی جدی وارد میکند بسیاری از شرکتهای موفق زمانی که پا به عرصه دیجیتال میگذارند جز تجربیات تلخ حاصلی فراهم نمی آورند از همین روست که شاهد بدبینی طیف گسترده ای از مدیران باسابقه  به این مدل جدید کسب و کار هستیم. البته همه کار به اینجا ختم نمیشود حال موضوع را از منظر دیگری بررسی کنیم، مثلاً کارمندهای مجموعه مستنداتی که برای آنها تهیه شده و در ابتدای کار تحویل داده شده بود را سرسری خوانده و هرگز دوباره به آنها رجوع نمیکنند یا زمانیکه کادر جدیدی اضافه شد کسی اصلا به یادش نبوده که به وجود چنین مستنداتی اشاره کند بعد از چند ماه فردی که مسئول به روز رسانی سایت هست استعفا میدهد و تمام نکات مهمی که طی ساعت ها جلسه و مشاوره و… که گوشزد شده بود را هم بدون آنکه در جایی ثبت کرده باشد با خود میبرد، نفر بعدی به مجموعه اضافه میشود و احتمالاً بعد از مدتی تصمیم به اضافه کردن محتوا میکند یا میخواهد مثلا از برگزاری جشن پایان سال یا حضور در نمایشگاهی خاص خبر دهد که روز از نو و روزی از نو! مشکل؟ مجری طرح زمان زیادی را صرف نگارش یا آموزش مدل تهیه و تولید محتوا کرده است و یا از اهمیت دفترچه راهنمایی که تهیه شده آگاه است، دفترچه ای که احتمالا در حال خاک خوردن هست!

برای کاربران جدید این اولین بار بود که محتوایی را درون سایت میگذاشتند و تازه شروع به استفاده از نرم افزار کرده اند اصلا جای تعجبی نیست که در استفاده از سامانه مدیریت محتوا بیراهه رفته باشند، از فیلدها استفاده نابجا میکنند، صفحه بندی را در جای غلط انجام داده و عکسها را طوری قرار میدهند که کل طراحی سایت آسیب ببیند و بارگذاری هم با مشکل مواجه شود. خیلی از توسعه دهندگان و طراحان سیستم های مدیریت محتوا میدانند که دقیقاً چه اتفاقی باید درون یک نرم افزار مدیریت محتوا بیفتد تا در دنیای بیرون با اقبال مواجه شود. اما تفاوت هست بین داشتن یک برنامه مدیریت محتوا و توجیه کاربران و کارفرما به گونه ای که در انجام کارهای روزانه با کمترین سردرگمی وظایف خود را انجام دهند. اما بسیاری از اوقات نتایج ناامید کننده و بیهوده هست هم برای مجری طرح هم کارفرمایی که سعی داریم کمکش کنیم.

ادامه دارد…

0


نظر دهید