چرا باید رویکرد محتوا محور داشت؟ بخش اول

  29 آبان 1394

بازاریابی محتوا یک مفهوم یا راهکار جدید نیست از زمانی که قلم بوده و انسان نگارش میکرده و شاید حتی قبل‌تر از آن سعی در یافتن مخاطبی برای آنچه نقش میزده، می‌نموده در ادامه سعی می‌کنیم با سازوکار ایجاد محتوای مدرن بیشتر آشنا شویم و نکاتی را یادآور شویم که می‌بایست مورد توجه سازمانها و شرکتها قرار گیرد.

بهینه سازی موتور جستجو(سئو) و محتوا دو وظیفه مهم تیمهای بازاریابی دیجیتال هستند که البته دومی کمی دیرتر مورد اقبال قرار گرفت دلیل اصلی موضوع هم چندان دور از تصور نیست و آن این بود که در گذشته ای نه چندان دور ایجاد وبسایت صرفا در داشتن یک بنر آنلاین خلاصه میشد و نه چیز دیگر. اینکه شما دقیقا کی هستید و چه فعالیتی انجام می‌دهید چندان مورد توجه مخاطبان قرار نمی‌گرفت. اما به تدریج با آسان و ارزان شدن ارتباطات جدای از کالا یا خدمات سازمان شما، موضوعاتی از قبیل: سبز بودن، مورد اعتماد بودن و اخلاق مداری و… در مقایسه با رقبا را مورد توجه مخاطبان قرار گرفت همچنین با گسترده‌تر شدن دنیای وب شاهد تغییر چندباره اولویت بندی و ارزش‌گذاری صفحات وب توسط غول جستجو یعنی گوگل بودیم به نحوی که دیگر این روند از تغییرات سالانه گذشته و ماهانه تغییرات بسیاری در الگوریتم ها و سازو‌کارهای رنکینگ رخ می‌دهد که در زیر چند نمونه بیان می‌گردد.

Penguins-Pandas-and-Hummingbirds

  • در سال ۲۰۱۱ گوگل الگوریتم پاندا را معرفی کرد که در آن فواصل  سایتهایی که  با طولانی جلوه دادن متن اصلی یا با ایجاد محتوای زرد و بی‌کیفیت در پورتالهای مقاله پذیرکه اجازه تولید هر رقم محتوا را به کاربرانشان میدادند بسیار تحت تاثیر منفی قرار گرفتند (اسم این روش تبلیغ برای بالا بردن رنکینگ بازاریابی مقاله‌‌محور بود که البته دور از اهداف پورتالهای مقاله پذیر بود) و همین عاملی بود در سوق دادن بیشتر وبمسترها که بیشتر به فکر تولید محتوای با ارزش باشند تا از دور رقابت خارج نشوند اما چگونه؟

 

  • در سال ۲۰۱۲ به فاصله کمی گوگل الگوریتم پنگوئن را معرفی کرد که البته وظایف کمی متفاوتی داشت و مهمترینش تنزیل رتبه صفحاتی بود که با ترفندهای خاصی سعی در فریب موتور جستجو داشتند از قبیل به کاربردن کلمات کلیدی پرمصرف در لابلای کدها ومِتاتگ‌های HTML صفحات و یا اسپم کردن سایت‌ها در تالارهای گفتگو و بسیاری ترفندهای دیگر به بیان دیگر تمایل گوگل بسیار معقول بود و آن چیزی نبود جز اینکه محتوای ارزشمند و سودمند می‌بایست برای انسانها آماده شود نه برای رباتهای جستجوگر.

 

  • در سال ۲۰۱۳ الگورتیم هامینگبرد(مرغ مگس‌خوار) معرفی شد که در واقع یک تغییر اساسی در نحوه امتیاز دهی به صفحات بود و جدای از استانداردهای قبلی گوگل بیشتر تمرکز بر فهم نیاز مخاطب از جستجو داشت تا نمایش یک‌سری صفحات از قبل ارزش‌گذاری شده،به بیان دیگر محتوا درجه بندی شد. اینجا بود که سئو و بازاریابی محتوا با هم آشتی کردند یعنی محتوای خوب برابر شد با سئوی خوب و برعکس و شروع تازه‌ای برای وب معنا‌گرا!

البته هدف از معرفی  الگورتیم های بالا نادیده گرفتن اصول اولیه بهینه سازی صفحات نیست بلکه تلاش ما باید در جهت استفاده بجا از این اصول باشد نه فریب موتورها که عمده آنها عبارتند از:

  • از کلمات کلیدی در سربرگ استفاده کنید.
  • در آدرس صفحات از کلمات تفکیک شده استفاده کنید (مثلا : اصول-نگارش- فارسی نه اصول‌نگارش‌فارسی)
  • در محتوای خود لینکی به سایر محتویات سایت قرار دهید (اینکار زمانی که محتوای شما توسط رباتهای‌خزنده دزدیده میشود سودمند است)
  • رعایت استانداردهای W3C و موارد دیگر که خارج از بحث است.

 

حال که کمی بیشتر با سازوکار موتورهای جستجو آشنا شدیم قدمهای لازم برای تهیه محتوای مناسب کدامها هستند؟ اینکه چرا و چگونه این محتوا باید تولید شود؟چه نوع محتوایی تولید شود و در چه قالبی؟ بازه های زمانی انتشار به چه نحو است؟ که در ادامه به این موارد می‌پردازیم:

 

۱- قبل از هر کار هدف خود را از تولید محتوای مورد نظر مشخص کنید.

در واقع مهمترین وظیفه شناسایی مخاطب محتوای مورد نظر شما هستند .اینکه قرار است چه نیازی را با تولید محتوا برآورده بسیار مهم است.عمده اهداف به شرح زیر است:

  • افزایش ترافیک وب‌سایت 
  • دریافت سرنخ‌های تجاری
  • همکاری در‌ فروش
  • صرفاٌ اعلام حضور در عرصه دیجیتال
  • بازنماندن از رقبا

۲-رقیبان خود را بشناسید .

زمانی که تصمیم به تولید محتوا در عرصه ای خاص گرفتید جستجوی تاثیر محتوای مشابه بر مخاطبان راه را برای شما بازتر می‌کند همچنین می‌توان به سلیقه مخاطب نیز پی برد و گامها را در جهتی برداشت که علاوه بر تامین نیازهای مخاطب از فرصت‌های بالقوه‌ای که بسیاری اوقات دیده نمی شوند نیز استفاده کرد.

۳- چه نوع محتوایی تولید شود

هر قطعه محتوایی که تولید می‌شود می‌بایست دارای هدف خاص و مشخصی باشد تا بتوان بازخورد مناسب را از انتشار آن گرفت برای مثال محتوای ما می‌بایست یکی از کارهای زیر را انجام دهد:

  • سرگرمی
  • آگاهی بخشی
  • آموزشی
  • الهام بخش
  • ترغیب کننده
  • بحث برانگیز
  • گفت و گو و مصاحبه

برای دریافت این موضوع که بهترین نوع محتوا برای سازمان ما کدام است مشاوره با تیم‌های متخصص توصیه می‌شود بخصوص اگر دنبال حضور بسیار جدی برای جذب مخاطب وفادار باشیم.

۴- از ابزارهای آنالیز محتوا استفاده کنید.

با استفاده از ابزارهای پیشرفته آنالیز محتوا مانند آپ‌رایز یا بازسامو، به راحتی می‌توانید ضریب نفوذ آنچه قبلا منتشر شده را به دست آورید. از اشتراک‌گذاری مطالب و لینکها در صفحات اجتماعی گرفته تا معرفی مطالب در وبگاههای دیگر و بک لینک‌ها همگی نشان از تاثیرپذیری یا عدم آن دارند.

ادامه دارد...

0


نظر دهید